نهایت احترام به والدین

«و قضى ربّک ألاّ تعبدوا إلاّ إیّاه و بالوالدین إحساناً إمّا یبلغنّ عندک الکبر أحدهما أو کلاهما فلا تقل لهما أفّ و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریماً و اخفض لهما جناح الذّل من الرّحمة و قل ربّ ارحمهما کما ربّیانى صغیراً» اسراء /23 و 24 در این دو آیه خداوند متعال لزوم نهایت احترام و تکریم از والدین را در قالب چهار امر و دو نهى یادآور شده است:
1 - لزوم احسان به والدین؛ «و بالوالدین إحساناً».
2 - نگفتن کمترین سخن اهانت آمیز به آنها (أفّ) به هنگام دوران پیرى؛ «اما یبلغنّ عندک الکبر أحدهما أو کلاهما فلا تقل لهما أفّ».
3 - بر سر آنها فریاد نزدن؛ «و لا تنهرهما».
4 - با آنها کریمانه و بزرگوارانه سخن گفتن؛ «و قل لهما قولاً کریماً».
5 - نهایت فروتنى در برابر آنها؛ «و اخفض لهما جناح الذّل من الرّحمة».
6 - طلب رحمت براى آنها؛ «و قل ربّ ارحمهما کما ربّیانى صغیراً».
7 - جالب این که قرآن کریم به هنگام لزوم تواضع براى مؤمنین به پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله مىفرماید: «و اخفض جناحک للمؤمنین»، اما به هنگام تواضع براى والدین خفض جناح و تواضع را مقید به کلمهى «ذلّ» مىکند و مىفرماید: براى والدین ذلیلانه خفض جناح کنید.

دل تشـنه جـــام رحــمت فاطمه است
جــــان شیــــفته ولادت فاطمه است
منشور نجات دوری از آتش چیست
فرمــود نبـــی : محبـــت فاطمه است
وصیت من ...

وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهورو ... در صحنه حاضر باشند و ... عدم دخالت ملت از مراجع و علماء تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند ، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می باشند چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه و چه بسا که در بعض مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهی باشد که در راس گناهان کبیره است .
وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) / ص 19
چند مطلب کوتاه از زندگی بزرگ مردی که این ایام متعلق به اوست :

ملاقات یکی از مسئولان بلندمرتبه برای دادن گزارش نزد امام (ره) آمد . پدر پیرش نیز همراه او بود . تا کنار امام رسید ، پدرش را معرفی کرد . امام با مهربانی گفت :" اگر این آقا پدر شماست ، پس چرا جلوتر از او وارد اتاق شدید ؟!" ظرف های غذا در نوفل لوشاتو ، روزی مهمانان زیادی به خانه امام (ره) آمدند . دو نفر از خانم هایی که در آن جا بودند ، پس از ناهار ، مشغول شستن ظرف ها در آشپزخانه بودند . ناگهان صدایی را شنیدند . نگران شدند . در را باز کردند . دیدند که امام با آستین های بالا زده پشت در ایستاده . یکی از آنها پرسید : "آقا آمده اید وضو بگیرید ؟" امام گفت : "نه آمده ام کمک کنم . یک کاری هم به من بدهید . امروز ظرف خیلی زیاد است ، شما هم دست تنها هستید .!" چهره شیرین اسلام روزی فهیمهه ، دختر امام (ره) ، با همسر و دختر کوچکش به جماران آمدند . امام به دامادش گفت : شنیده ام دخترتان را برای نماز صبح از خواب بیدار می کنید . با این کار چهره شیرین اسلام را به مذاق او تلخ می کنید . او گفت : چشم آقا نوه امام تا این حرف را شنید ، به مادرش گفت : مامان ! از فردا برای نماز صبح حتما مرا به موقع بیدار کنید .! تا جوان هستی نیمه های شب بود . مرد جوان در گوشه حیاط نشسته بود و به صدای گریه امام (ره) گوش می داد . امام در اتاقش نماز شب می خواند . جوان با خود فکر می کرد : وقتی این پیرمرد که همه عمرش را برای خدا گذرانده ، از ترس خدا این طور اشک می ریزد ، پس وای بر من .! ناگهان در اتاق باز شد . امام برای تجدید وضو به حیاط آمد . کنار شیر آب که رسید ، محافظ جوان سلام داد . امام جواب سلامش را داد و گفت : تا جوان هستی ، قدر بدان و خدا را عبادت کن .سپس آستین هایش را بالا زد و ادامه داد : لذت عبادت در جوانی است . آدم وقتی پیر می شود ، دلش می خواهد عبادت کند ، اما حال و توان برایش نیست . !
حدیث غربت

· ابن ابی الحدید نکته ای را می نویسد : روزی از علی بن فارقی ، مدرس مدرسة غربی بغداد پرسیدم :
_ آیا فاطمه (س) راست می گفت ؟
_ آری !
_ اگر راست می گفت ، چرا فدک را به او برنگرداندند ؟ او با لبخند جواب داد :
_ اگر آنروز فدک را به فاطمه (س) می دادند ، فردا خلافت شوهرش را ادعا می کرد و آنها هم نمی توانستند سخنش را قبول نکنند ، چراکه سخنان دختر پیامبر (ص) همه راست بود !
ادامه مطلب

